تبليغاتX
سمانه - يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده …

سمانه

زندگی و خاطرات سمانه...فرشته کوچک من

 اینم ....

قشنگه...

نه....

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده …گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره …گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار - گفتي به چشم …حالا من دارم گريه مي کنم و آسمون نمي باره ……..تو هم اون دور دورا ايستادي به من مي خندي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 1:36  توسط سمانه  |